مجله اینترنتی روزانه

/

ادبیات ، داستان و شعر

/

شعر بسیار زیبا دلسرد

[ افتد, ما خشت, بسوزد, کو, گفت آتشی, جان, افسرد, ما هر, فروزد, چراغی, گوید کو, چشمانش, است خیره, لبخندی, هوس, دل, او گویدم, لب, لغزد, است پرتویی, پیوندی, شبم, نفس, گرفت با, زنگار, قصه, دلسرد, شعر, زیبا, قصه ام دیگر زنگار گرفت با نفس های شبم پیوندی است پرتویی لغزد اگر بر لب او، گویدم دل هوس لبخندی است   خیره چشمانش با من گو, ]

>>> تنوعی شگفت انگیز از ساعت های دیواری فانتزی و مدرن "" بیش از 150 طرح ""
خودت خونت رو دیزاین کن >> ورود به دنیای ساعت ها

شعر بسیار زیبا دلسرد
قصه ام دیگر زنگار گرفت:

با نفس های شبم پیوندی است.

پرتویی لغزد اگر بر لب او،

گویدم دل: هوس لبخندی است.

خیره چشمانش با من گوید:

کو چراغی که فروزد دل ما؟

هر که افسرد به جان، با من گفت:

آتشی کو که بسوزد دل ما؟

خشت می افتد از این دیوار.

رنج بیهوده نگهبانش برد.

دست باید نرود سوی کلنگ،

سیل اگر آمد آسانش برد.

باد نمناک زمان می گذرد،

رنگ می ریزد از پیکر ما.

خانه را نقش فساد است به سقف،

سر نگون خواهد شد بر سر ما.

گاه می لرزد با روی سکوت:

غول ها سر به زمین می سایند.

پای در پیش مبادا بنهید،

چشم ها در ره شب می پایند!

تکیه گاهم امشب لرزید،

بایدم دست به دیوار گرفت

با نفس های شبم پیوندی است

قصه ام دیگر زنگار گرفت