مجله اینترنتی روزانه

/

زناشویی

/

مهربان ترین پس از خدا دلسوز ترین پس از مادر

[ مهربان ترین پس از خدا دلسوز ترین پس از مادر, ]

>>> تنوعی شگفت انگیز از ساعت های دیواری فانتزی و مدرن "" بیش از 150 طرح ""
خودت خونت رو دیزاین کن >> ورود به دنیای ساعت ها

هر وقت صحبت از مهر و محبت می شود، اولین تصویری که در ذهن هر کس نقش می بندد مادر است. اگر بخواهیم به محبت مادرانه اشاره کنیم، دوران کودکی را مثال می زنیم که مریض بودیم و شب هنگام که در رختخواب از شدت تب می سوختیم، مادر تا صبح کنارمان می نشست و با دلسوزی از ما مراقبت می کرد. اما اگر بخواهیم از روزهای تلخ بیماری و بستری شدن در بیمارستان یاد کنیم و زحمات کسی را در آن دوران سخت مثال بزنیم، اولین گزینه کسی جز پرستار نیست، انسان از خود گذشته ای که در سخت ترین شرایط، دلسوز بیمارانی است که چه بسا با مرگ دست و پنجه نرم می کنند و او با نگاهی مهربان سعی می کند حداقل به آنها روحیه بدهد.پرستار در محیط خانهمرکز توانبخشی معلولین نمونه، از جمله مراکزی است که بیماران ذهنی و کودکان بی سرپرست در آنجا نگهداری می شوند. این مرکز را تمامی بچه های آنجا بهشت خود می دانند، چون خانه ای جز آن ندارند و تمام امیدشان به یکدیگر و مادریاران و سرپرست هایی است که بچه ها به رغم دنیای کوچکشان به آنها عشق می ورزند. بخشی از این شهر کوچک، سرپرستی دارد که او را مادر مجموعه می دانند. خانم «حبیبی» کسی است که طی 5 سال خدمت در این مجموعه احترام به شخصیت کودکان کم توان ذهنی را هدف قرار داده تا مبادا آنها خود را کمتر از بقیه ببینند و احساس کنند.از حبیبی خواستیم از خودش، احساسش و مشکلاتی که به عنوان پرستار و مددکار در زندگی داشته برایمان سخن بگوید:« از سال 50 وارد انجمن حمایت از کودکان زیر نظر یونیسف شدم. سال 62 مسئول بخش شبانه روزی هجرت در تهرانپارس شدم که حدود 600 دختر در آنجا زندگی می کردند. آنها آنجا کار یاد می گرفتند و بعد از ازدواج هم به کلیه امور زندگی شان رسیدگی می شد. سال 80 بازنشسته شدم و مدتی بعد به این مرکز آمدم.»او در مورد نقش خانواده در موفقیتش می گوید:« از روزی که ازدواج کردم همسرم پشتیبانم بود و هیچ وقت جلو پیشرفتم را نگرفت. بسیاری از اوقات مجبور بودم نیمه شب منزل را ترک کنم و یا حتی چند روز به خانه نیایم، اما او خم به ابرو نمی آورد.پسرم«مهرتاش» با من خیلی موافق نبود. فکر می کرد که من فقط به بچه های مراکز دیگر محبت می کنم. یک روز به من گفت تو برای من مادری نکردی، تو مادر آنهایی. من هم در جوابش گفتم اگر من این کارها را می کنم، در مقابل خدا نگهدار توست تا وقتی در خانه تنهایی، اتفاقی برایت نیفتد. جالب اینجاست که او حالا دندان پزشک شده، ازدواج کرده و با اینکه دو فرزند دارد هفته ای 3 روز به این مرکز می آید و به دندان های بچه ها رسیدگی می کند. بچه ها او را داداش صدا می کنند. می گوید به قدری به اینجا وابسته شده ام که اگر روزی نتوانم به مرکز بیایم، حتماً آن روز مرده ام و تا زمانی که خدا توفیق بدهد، این کار را ادامه می دهم.»خانم م ـ ش نیز پرستار یکی از بیمارستان های منطقه است. او 38 سال دارد و 14 سال است پرستاری حرفه اوست. از او خواستیم از وضعیت کار یک پرستار در محیط بیمارستان بگوید و مشکلاتی که معمولاً پرستاران با آن درگیر هستند:«معمولاً یک پرستار زندگی متفاوتی با سایر مردم دارد. خیلی از اوقاتی که یک مادر کنار خانواده اش سپری می کند او در محیط بیمارستان و در کنار بیماران می گذراند. بی خوابی و خستگی معمولاً برای همه پرستاران وجود دارد. بیماران بدحال و خانواده های نگران بخشی از زندگی روزانه پرستار است.طبیعی است که بیماران و همراهانشان عصبی و آشفته باشند و در بسیاری از موارد به ما پرخاش کنند. اما شرط اول در شغل ما صبر است و آرامش و اینکه در هر حالتی روحیه خودمان را حفظ و با مریض مدارا کنیم. گاهی اوقات مردم از ما گله مندند و ما را در هر شکل مقصر می بینند. نمی دانم چرا فکر می کنند ما مثل بقیه آدم ها نمی توانیم ناراحت شویم. آنها حق دارند نگران باشند، اما یک پرستار هم با اینکه وظیفه اش را انجام می دهد خسته می شود. به ما هم کمی حق بدهید»او درآمد یک پرستار را به نسبت سختی شغلش بسیار ناچیز می داند و می گوید:« پرستاران از آینده شغلی خود واهمه دارند و مشکلاتشان در دوران بازنشستگی و با حقوق کم چند برابر می شود.»انتظارات همراهان یک بیمار

«سعید شاهبیک» همراه یکی از بیماران بستری در بیمارستان است. او معتقد است یک پرستار قبل از هر چیز باید خوش اخلاق باشد تا مریض که از لحاظ روحی در وضعیت بدی قرار دارد، آرامش پیدا کند. به اعتقاد او، پرستارانی که در بیمارستان های خصوصی کار می کنند چون بیمار را به چشم مشتری می بینند، برخورد بهتری دارند، در صورتی که پرستاران برخی بیمارستان های دولتی که از آینده شغلی خود مطمئن هستند، فکر می کنند به مریض لطف می کنند و فراموش کرده اند که شغلشان پرستاری است.خانم«ستاریان» همراه بیمار دیگری است. به نظر او، یک پرستار باید چهره ای آراسته داشته باشد و برخورد خوب را شرط اول این شغل بداند. وی از پرستاران می خواهد که حال بیماران را درک کنند، علی رغم اینکه شغل بسیار مشکلی دارند.همراه بیمار دیگری نیز پرستاری را شغل حساسی می داند که در بهبود یا حتی بدتر شدن وضعیت جسمی بیمار نقش مستقیم دارد. او می گوید:«پرستار با محبت و گشاده رو می تواند بیمار را به زندگی امیدوار کند.»

مهربان ترین پس از خدا دلسوز ترین پس از مادر