زیباترین شعرهای عاشقانه دوری و دلتنگی

مجله اینترنتی روزانه

/

مطالب عاشقانه

/

زیباترین شعرهای عاشقانه دوری و دلتنگی

[ نکن   من, پروانه, شمع, مرا در, تب, تاب, میگردم, نکن   دور, ویرانه, خواهشا, خرابم, نکن من, تر, دیوانه, مرا, هستم, دلتنگی   عاشقت, دلتنگی, دوری, شعرهای, قهوه, شعر, زیبا, خانه, زیباترین, آهنگ, ترانه, مردانه, عشق, عاشقانه, ]

>>> تنوعی شگفت انگیز از ساعت های دیواری فانتزی و مدرن "" بیش از 150 طرح ""
خودت خونت رو دیزاین کن >> ورود به دنیای ساعت ها

زیباترین شعرهای عاشقانه دوری و دلتنگی

 

عاشقت هستم مرا دیوانه تر از این نکن

من خرابم خواهشا ویرانه تر از این نکن

 

دور تو میگردم و در تاب و تب اما مرا

در میان شمع خود پروانه تر از این نکن

 

من خراب و مست این میخانه ام با باده ات

حال این دیوانه را مستانه تر از این نکن

 

هر چه دورم می کنی مردانه عاشق می شوم

حال من را اینچنین مردانه تر از این نکن

 

در وصالت هم که من جانانه شیدا می شوم

این وصالم را چنین جانانه تر از این نکن

 

با گدایی خو گرفتم این فضا را این چنین

با سکوتت نازنین شاهانه تر از این نکن

 

با نگاهت چون مساکین خانه ام صحرا شده

خواهشا دیگر مرا بی خانه تر از این نکن

 

زیباترین شعرهای عاشقانه دوری و دلتنگی

 

از عشق دل انگیز تو دیگر اثری نیست

از آن همه احساس قشنگت خبری نیست

 

سرد است نگاه تو دلم یخ زده انگار

از نرگس چشمان تو اصلا اثری نیست

 

دیروز تو گفتی همه جا با منی امّا

امروز مرا غیر غمت همسفری نیست

 

کم میشوم از خاطره های تو و یعنی

پشت شب تاریک غروبم سحری نیست

 

میخواست دلم سوی تو پرواز کنم… حیف

شوقی هم اگر بود دگر بال و پری نیست

 

بی چاره و آواره و پرخون شده این دل

سهم دلم از عشق به جز در به دری نیست

 

وحید-فرزانه

 

زیباترین شعرهای عاشقانه دوری و دلتنگی

 

برای از تو نوشتن بهانه لازم نیست

ادا و اطوار شاعرانه لازم نیست

 

همین که نام تو را می برم خودش شعر است

همین که نام تو آمد، ترانه لازم نیست

 

من و تو در سفر عاشق شدیم و اینسان که
هنوز در سفریم، آشیانه لازم نیست

 

خود آمده ست به آغوش آتش ابراهیم
خود آمده ست و خودی را زبانه لازم نیست !

 

به گیسوان پریشان خود مزن شانه
بیا که شانه ی من هست و شانه لازم نیست

 

#جواد_شیخ_الاسلامی

 

زیباترین شعرهای عاشقانه دوری و دلتنگی

 

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارم
به من آهسته میگویی ” عزیزم دوسـتت دارم “

 

سرم بر شانه ات ، باور ندارم پیش من باشـی
تورا در خواب میبینم بگو یا این که بیدارم ؟

 

نوازش می کنی با مهربـانی گونه هایم را
چه رقصی دارد انگشتت به روی بغض تب دارم

 

کنار لحظه های تو دو فنجان قهوه می ریزم
اگرچه تلخ ، شیرین است با لبخندِ هَر بارم

 

کتابی میگذاری روی میزم مهربان من
و مـی گویی به آرامی که این هم آخرین کارم

 

غروب شنبه ای دیگر برایم شعر میخوانی
تمام هفته را من از هوای عشق سرشارم

 

تنم خورشید میخواهد کنار ساحل امنت
من از شبهای برف آلوده ی این شهر بیزارم

 

دلم ابریست از دست تمام بی تو بودن ها
اگر باران بیاید باز می آیی به دیدارم ؟!!

 

یک بغل دلواپسی، زانوی غم، دیوار و تو

باز آهنگ تو و یاد تو و تکرار و تو

 

بغض دارم، قد دریا و مبادا بشکند

یک غزل آتش زدم با مزه سیگار و تو

 

نت به نت دلتنگی و واژه به واژه اشک و آه

رفتی و من ماندم و عکس تو و گیتار و تو

 

مانده ام با یک نگاه مه زده، یک صندلی

سرفه های خشک این احساس ها بر دار و تو

 

نیستی له شد غزل های نگفته در دلم

زیر این خروارهای خاطره آوار و تو

 

مطالب مرتبط:

 

اس ام اس عاشقانه جدایی و دلتنگی

 

شعرهای عاشقانه گلایه از دوری و جدایی

اس ام اس عاشقانه جدایی

شعرهای زیبای عشق و دلتنگی

پر احساس ترین متن های عاشقانه

جملات عاشقانه زیبا و احساسی

جدیدترین متن های عاشقانه و کوتاه

شعرهای عاشقانه و احساسی زیبا

زیباترین دل نوشته های عاشقانه

زیباترین شعرهای عاشقانه و رمانتیک