مجله اینترنتی روزانه

/

ادبیات ، داستان و شعر

[جدیدترین داستان ها و مطالب آموزنده و همچنین شعر و ادبیات]

>>> تنوعی شگفت انگیز از ساعت های دیواری فانتزی و مدرن "" بیش از 150 طرح ""
خودت خونت رو دیزاین کن >> ورود به دنیای ساعت ها


شعرهای ژاله اصفهانی ژاله اصفهانی با نام اصلی مستانه سلطانی(زاده 1300 خورشیدی، اصفهان – درگذشته 7 آذر 1386، لندن)، شاعر ایرانی که به شاعر امید معروف بود. وی اولین شعرش را در هفت سالگی سرود و در سیزده سالگی نام خویش را به «ژاله» تغییر داد. وی در سال 1323 در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت. او نخستین مجموعه شعرش با عنوان گل های خود رو را در...

ادامه مطلب

ادب نامه حکیم نزاری قهستانی حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال 645 هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت.وی دارای 3 فرزند پسر بود که یکی از آنها در عنفوان جوانی در گذشت. حکیم نزاری در سال 721 قمری چشم از جهان...

ادامه مطلب

شعرهای معروف سیمین بهبهانی سیمین خلیلی معروف به سیمین بـِهْبَهانی (زادهٔ 28 تیر 1306 تهران - درگذشتهٔ 28 مرداد 1393 تهران)، نویسنده و غزل سرای معاصر ایرانی و از اعضای کانون نویسندگان ایران بود. سیمین بهبهانی در طول زندگی اش بیش از 600 غزل سرود که در 20 کتاب منتشر شده اند.شعرهای سیمین بهبهانی موضوعاتی هم چون عشق به وطن، زلزله، انقلاب، جنگ، فقر، تن فروشی، آزادی بیان و...

ادامه مطلب

داستان های زیبا و کوتاه مردی به آرایشگاه رفت تا آرایشگر موهایش را کوتاه کند. آرایشگر که مشغول کار شد طبق عادت همیشگی با مشتری شروع به صحبت کرد. درباره موضوعات گوناگونی صحبت کردند تا موضوع گفتگو به خدا رسید. آرایشگر گفت: من هرگز به خدا اعتقاد ندارم. مشتری پرسید: چرا اینگونه فکر می کنی؟ آرایشگر گفت: کافی است پایت را از اینجا بیرون بگذاری و به خیابان بروی و دریابی...

ادامه مطلب

غزلیات سعدی شیرازی مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او "سعدی" است.وی احتمالاً بین سالهای 600 تا 615 هجری قمری زاده شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت.وی در سال 655 سعدی نامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (656) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها...

ادامه مطلب

داستانهای کوتاه ساعت ده صبح دکتر به همراه مأمور آشپزخانه وارد اتاق بیماران می شود. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گوید: «به این چلوکباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب. »مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند. حتی به کسی هم که می گوید غذا ندهید، او می فهمد که...

ادامه مطلب

زیباترین اشعار سهراب سپهری سهراب سپهری متولد سال 1307 در کاشان و از شاعران معاصر و خوب کشورمان بود. وی علاوه بر سرودن شعر به نقاشی و نویسندگی نیز مشغول بود. سهراب سپهری ابتدا شعرهای خود را به سبک نیما یوشیج ( شعر نیمایی) می سرود اما بعد از گذشت مدتی رویه ایی خاص برای خود یافت و اغلب شعر هایش نیز بر این اساس سروده شده است. وی در یکم اردیبهشت ماه 1359 در شهر تهران...

ادامه مطلب

داستان کوتاه چوپانی گله را به صحرا برد و به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت.خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. مستاصل شد و صورتش را رو به بالا کرد و گفت: «ای خدا گله ام نذر تو برای اینکه از درخت سالم پایین...

ادامه مطلب

ترانه های علی بحرینی علی بحرینی ترانه سرای ایرانی متولد 2 مهر 1353 در تهران است. «احسان خواجه امیری»، «شهرام شکوهی»، «محسن چاوشی»، «سعید شهروز»، «حمید عسکری»، «محمد علیزاده»، «مرتضی پاشایی»، «عماد طالب زاده»، «بابک جهانبخش»، «مهدی یغمایی»، «رضا رویگری»، «شهاب رمضان»، «هومن سزاوار»، «رامین بی باک» ، «میثم ایراهیمی» و «بهنام صفوی» و... بخشی از کارنامه کاری او هستند....

ادامه مطلب

روز جهانی سالمندان مبارک روز نهم مهرماه، در هر سال به عنوان روز سالمندان نامگذاری شده است تا گامی در راستای تکریم این پدران و مادران برداشته شود. دوران سالمندی همانند دوران کودکی یا جوانی، یکی از مراحل زندگی است با این تفاوت که دوران کودک و جوانی، سرشار از انرژی و تلاش، ولی دوران سالمندی، همراه با تحلیل قوا و کاهش میزان فعالیت های فیزیکی می باشد. با این حال، به حکم...

ادامه مطلب

داستان های آموزنده نماز مرد و شیطان: روزی روزگاری بود... مردی بود که همیشه برای خواندن نماز به مسجد می رفت. شبی آماده شد و لباس آراسته پوشید و راهی مسجد شد. از قضا آن شب باران تندی شروع به باریدن کرده بود. و چون زمین خیس بود مرد در بین راه به زمین خورد و تمام لباس هایش کثیف و گلی شد. پس به خانه برگشت و لباس هایش را عوض کرد و دوباره به راه افتاد. اما چند قدم بیشتر بر...

ادامه مطلب

داستانهای جالب یکی بود یکی نبود، چهار شمع به آهستگی می سوختند و در محیط آرامی صدای صحبت آن ها به گوش می رسید: شمع اول گفت: «من صلح و آرامش هستم، اما هیچ کسی نمی تواند شعله ی مرا روشن نگه دارد. من باور دارم که به زودی می میرم ...» سپس شعله ی صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد. شمع دوم گفت: «من ایمان هستم. برای بیشتر آدم ها دیگر در زندگی...

ادامه مطلب