مجله اینترنتی روزانه

/

ادبیات ، داستان و شعر

[جدیدترین داستان ها و مطالب آموزنده و همچنین شعر و ادبیات]

>>> تنوعی شگفت انگیز از ساعت های دیواری فانتزی و مدرن "" بیش از 150 طرح ""
خودت خونت رو دیزاین کن >> ورود به دنیای ساعت ها


شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد فروغ فرخزاد فروغ الزمان فرخ زاد (زادهٔ 8 دی 1313، تهران-درگذشتهٔ 24 بهمن 1345، تهران)، معروف به فروغ فرخزاد و فروغ، شاعر نامدار معاصر ایران است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در 32سالگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت. فروغ با مجموعه های اسیر، دیوار و عصیان در قالب شعر نیمایی کار...

ادامه مطلب

زیباترین اشعار شب یلدا یلدا شب بلند غزل های مشرقی ست می لاد هر ترانه زیبای مشرقی ست آهسته می رسند به مقصد ستاره ها مهتاب گاهواره رویای مشرقی ست سرما حریف قصه مادربزرگ نیست دستش لحاف کرسی گرمای مشرقی ست «از هرچه بگذری سخن دوست خوش تر است» حافظ دوای روح و مسیحای مشرقی ست سیب و انار و پسته،شیرین و ترش و شور طعم اصیل یک شب یلدای...

ادامه مطلب

قصه و داستان کودکانه قصه الاغ آوازخوان روزی روزگاری در دهکده ای کوچک، آسیابانی بود که الاغی داشت. سالها الاغ برای آسیابان کار کرده بود و بارهای سنگین را از اینجا به آنجا برده بود. ولی حالا پیر شده و نمی توانست بار بکشد. روزی از روزها آسیابان الاغ را از خانه اش بیرون کرد و گفت: برو هر جا که دلت می خواهد. من دیگر علف مفت به تو نمی دهم. الاغ بیچاره تا شب این طرف و آن...

ادامه مطلب

شعرهای کیوان شاهبداغی چه خدا نزدیک است لب درگاه عبودیت توست به کناری بزن این پرده حجب همنوا شو تو بازمزمه سبز حیات به زلالیت چشمان بهاری که گریست او همین نزدیکی ست عطر او در تن باغ نور او در مهتاب به نم آه و هماوایی دست تاری پنجره بگرفته نگاهش کردم باغ آرام و هوایی دلچسب ذهن نمناک درخت بوی باران می داد جیرجیرک در باغ...

ادامه مطلب

قصه کوتاه کودکانه قصه ماهی و ماه یکی بود، یکی نبود. در یک حوض پر از آب، ماهی کوچکی زندگی می کرد. حوض در حیاط خانه ای بود که هیچ کس در آن خانه زندگی نمی کرد. ماهی کوچولو خیلی تنها و گرسنه بود. کسی نبود که برایش غذا بریزد. یک شب، وقتی که ماه به حوض نگاه کرد، ماهی را دید که بازی نمی کند و شاد نیست. ماه پرسید: چرا بازی نمی کنی؟ ماهی گفت: همه مرا فراموش کرده اند و من...

ادامه مطلب

میلاد رسول اکرم و امام جعفر صادق (ع) دو تا ساقی، دو تا باده، دو تا مینو، دو تا ساغر دو تا تاک پر از انگور و سر در خمره، خم پرور یکی شان صادق و آن دیگری گردیده پیغمبر اگر مستم، اگر هوشیار آگر خوابم، اگر بیدار اسیرم در کمند جعفر صادق کمند احمد مختار دو تا خورشید عالم تاب می آیند از بالا دو درّ نادر و نایاب می آیند از بالا دو تا آقا، دو تا...

ادامه مطلب

داستان زیبای مراقبت پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟ دختر جوان هم حرفش را زد: همون طور که خودت می دونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره... باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد، اونو به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان. پسر جوان آهی کشید و شرط دختر را پذیرفت... هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن جوان...

ادامه مطلب

اشعار زیبا درباره انار لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد گل داد… سرخ سرخ گل ها انار شد… داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود… دانه ها ترکیدند… انار ترک برداشت خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید خدا گفت: راز رسیدن...

ادامه مطلب

اشعار بوستان سعدی مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او "سعدی" است. وی احتمالاً بین سالهای 600 تا 615 هجری قمری زاده شده است .وی در سال 655 سعدی نامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (656) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در...

ادامه مطلب

سرود های آغاز امامت امام زمان عج مژده به دلها دهید، موسمِ شادی رسید وز شبِ هجران و غم، صبحِ سعادت دمید نورِ دل و دیده ی آن حسنِ عسکریست نازم از این گل که از، گلشنِ پیغمبریست صورتِ او از نبی، سیرتِ او از علی عنبرِ گلزار او، شد هوسِ هر دلی شد ز ولایش زمین، یکسره عنبر فشان خوش تر از این عید نیست، در نظرِ عاشقان قطره ای از رحمتِ...

ادامه مطلب

نوحه شهادت امام حسن عسکری چشم پدر به راه بود ای پسر بیا تا جان نرفته از تن او زودتر بیا از پشت ابرای قمر فاطمی درآی‏ تا شب به در رود چون فروغ سحر بیا هم صاحب الزمانی و هم صاحب عزا بهر نماز بر تن پاک پدر بیا افتاد جام آب ز بس دست لرزه داشت‏ در پیکرش نمانده توانی دیگر بیا در احتضار باشد و چشم انتظار تست‏ بازست این دو...

ادامه مطلب

ترانه های عارف قزوینی ابوالقاسم عارف قزوینی (1259–1312 ه.ش)، شاعر و تصنیف ساز اهل ایران بود. عارف قزوینی"گریه را به مستی " را در شکایت از زمامداری ناصرالملک که در آن زمان نایب السلطنه احمدشاه بود (سال 1328 ه.ق)، تصنیف کرده است. گریه را به مستی بهانه کردم شکوه ها ز دست زمانه کردم آستین چو از چشم برگرفتم جوی خون به دامان روانه کردم از چه روی، چون...

ادامه مطلب