>>> محصولی با کیفیت و فوق العاده مناسب برای تمام خودرو ها + "" تخفیف ویژه نوروزی ""
برای مشاهده توضیحات : کیف لوازم صندوق عقب خودرو

یاران امام حسین (ع)

وفادارى یاران
ابوحمزه ثمالى نقل کرده که گفت : از زین العابدین علیه السلام شنیدم که فرمود: پدرم در شب آن روزى که به شهادت رسید خاندان و یاران خود را گرد آورد و فرمود: ((خاندان و شیعیان من ! این شب را مرکب راهوار خود قرار دهید و بروید که اینان جز آهنگ مرا ندارند و چنان که مرا بکشند به شما نیندیشند. خدا رحمتتان کند، خود را برهانید که شما از بیعت و پیمانى که با من بسته اید آزاد و در رخصتید))
برادران و خاندان و یاران امام علیه السلام همه به یک زبان عرض کردند: اى سرور ما اباعبدالله ! به خدا سوگند ما تو را هرگز تنها نمى گذاریم . نه به خدا سوگند، آیا مردم بگویند: امام و بزرگ و سرور خود را تنها گذاردند تا کشته شد و میان ما و خدا عذرى راه انداختند؟! ما دست از یارى تو برنداریم تا در رکاب تو کشته شویم .(492)

– با توایم تا شهادت
(مسلم بن عوسجه ) برخاست و گفت : ((آیا ما تو را در حالى که این همه دشمن پیرامونت را فراگرفته ، رها کنیم و برویم ؟ نه ؟ به خدا سوگند، خداوند چنین عمل زشتى را روزى و قسمت من نگرداند که من دست به این کار بزنم (و تو را ترک گویم ) من تا پایان کار با تو هستم تا لحظه اى که نیزه ام را در سینه آنها (فرو برده و) بشکنم و تا زمانى که شمشیر در دست من است ، با شمشیر با آنان خواهم جنگید و اگر سلاحى در دست نداشته باشم ، با پرتاب نمودن سنگ با آنها مى جنگم (و دست از یارى تو بر نداشته ) و از تو جدا نخواهم شد، تا در رکاب تو شربت شهادت را بنوشم ))(493)
عزت در زندگى با تو است !
راوى گفت : (پس از سخنان مسلم بن عوسجه ) ((سعید بن عبدالله حنفى )) از جاى بلند شده و عرض کرد: ((به خدا سوگند، اى پسر رسول خدا صلى الله علیه و آله ! ما هرگز تو را تنها و بى یاور نخواهیم گذاشت تا آنان که نزد خداوند ثابت شود که ما به سفارش پیامبر درباره شما عمل نمودیم و اگر من بدانم که در راه تو به شهادت مى رسم ، سپس دوباره زنده مى گردم و سپس ذرات وجودم را بر باد فنا مى دهند و هفتاد بار این عمل را با من انجام دهند، من تو را تنها نخواهم گذاشت تا آن که در رکاب تو به شهادت برسم ، و چرا این گونه نباشم در حالى که مرگ فقط یک بار بیش ‍ نیست ؛ ولى در پى آن عزتى بدون ذلت خواهد بود))(494)
خبر ناگوار به محمد بن بشیر
در همین لحظات بود که خبرى به ((محمد بن بشیر حضرمى )) رسید که : پسرت در مرز رى گرفتار و اسیر شده است !
او گفت : ((اسیر شدن او و خودم را به حساب خدا مى گذارم ؛ هر چند که دوست نمى داشتم که با وجود من ، او اسیر باشد.))
امام حسین علیه السلام هنگامى که این سخن را شنید، فرمود: ((خدایت رحمت کند! من بیعت خود را از گردن تو برداشتم ، برو و در پى آزادى فرزندت اقدام نما.))
محمد بن بشیر گفت : ((اگر حیوانات وحشى مرا زنده زنده ، تکه پاره کنند، هرگز از تو جدا نخواهم شد؟))
امام علیه السلام فرمودند: ((پس این جامه ها را به پسرت بده ، تا براى رهایى برادرش از اسارت ، از آنها استفاده کند و آنها را فدیه او گرداند.))
امام علیه السلام پس از این سخن ، پنج قطعه لباس گرانقیمت را با ارزش ‍ هزار دینار به محمد بن بشیر داد.(495)
اتمام حجت با برادران مسلم بن عقیل
پس از اتمام حجت با همراهان و آزاد گذاشتن مردم در کناره گیرى یا تداوم قیام ، که بسیارى فرار را بر قرار ترجیح دادند و ((72 تن )) باقى ماندند، امام خطاب به برادران مسلم بن عقیل فرمود: اى فرزندان عقیل ! شهادت مسلم ، خانواده شما را کافى است من شما را رخصت دادم که به سوى خانه هاى خود بروید.
اما فرزندان آزاد مرد عقیل به پا خاستند و گفتند:
یا اباعبدالله ! تو را رها کنیم و به کجا برویم ؟ مردم چه خواهند گفت ؟ و ما در جواب مردم چه بگوییم ؟ به مردم بگوییم که : امام و رهبر و بزرگ خود را در میان دشمنان تنها گذاردیم ، و با تیرى یا شمشیرى از او دفاع نکردیم ؟ سوگند به خدا! چنین نخواهیم کرد بلکه جان و مال و زن و فرزندان خود را فداى تو مى کنیم .
اینک گاه شوخى و خوشى است !
روایت شده که : ((بریربن خضیر همدانى )) و ((عبدالرحمان بن عبدربه انصارى )) کنار آن خیمه منتظر ایستاده بودند تا امام حسین (ع) خارج شود و آنها به نظافت خویش بپردازند، بریر در همین احوالات خوشحال بوده و شوخى مى کرد و مى خواست که عبدالرحمن را نیز بخنداند، عبدالرحمان به بریر گفت : ((اى بریر! چرا مى خندى ؟ آیا الان موقع خنده و شوخى است ؟))
بریر گفت : ((نزدیکان من همه مى دانند که من نه در پیرى و نه در جوانى آدم شوخى نبودم ؛ اما اینک به خاطر سرنوشتى که در پیش روى داریم (و شهادتى که منتظر آنیم ) خوشحالم به خدا سوگند، ساعتى دیگر پس از جنگیدن با این مردم ، با حوریان بهشتى رو به رو شده و دست بر گردن آنان مى اندازیم .))(496)
نماز یکى از اصحاب امام حسین (ع)
بریر یکى از مشایخ و علماى کوفه بود از القابش سید القراء است ، در تفسیر و تدریس قرآن بر همه اصحاب مقدم بود با على علیه السلام مصاحبت داشته و چهل سال نماز صبحش را با وضوى نماز عشایش خوانده است ، آن قدر کم خوراک بود که اقتضاى تجدید وضو هم در او دیده نمى شده است ، در مکه به امام ملحق شد و در شب عاشورا نخستین کسى بود که برخاست و اعلام آمادگى کرد و در آن شب با برخى از اصحاب مزاح و شوخى مى کرد.
شب عاشورا سیدالشهداء به اصحاب فرمود: بروید لباس هایتان را تمیز کنید فردا لباس تمیز در بر نمایید تا کفن هاى شما باشد؛ زیرا شما را کفن نمى کنند.
بعد هر کدام به خیمه خود رفتند و عبادت و مناجات با خدا را شروع کردند، بعضى به ذکر رکوع و برخى به ذکر سجود شب را تا صبح مناجات مى کردند دعا مى خواندند و وداع مى نمودند.
اصحاب خستگى ناپذیر
گرچه اصحاب اباعبدالله علیه السلام شب قبل از روز عاشورا را به جاى خواب و استراحت به نماز و قرآن و استغفار و مناجات با محبوب به سر بردند و ظاهرا باید از نیروى جسمى و بدنى آنان کاسته شده باشد، ولى عشق به آنان نیرو بخشیده است عشق به خدا، عشق به شهادت در راه خدا و در رکاب بهترین برگزیده حق حجت خدا و امام زمان حضرت اباعبدالله الحسین .
ایمان و اخلاص یاران امام
یارانى که امام براى کار و تلاش خود برگزیده یارانى پاک و خالص و با صفا بودند و ارزیابى از آنها در موارد زیر قابل دقت است :
در بعد ایمان : در ایمان استوار و قوى بودند و جوهره اصلى ایمانشان در روز عاشورا معلوم شد که با چه استوارى و عشقى به پیش رفتند و تا آخرین نفس بر ایمان خود پایدار ماندند.
در جنبه عبادت : همه از عابدان و بندگان خالص خدا بودند همه اهل نماز شب ، اهل تلاوت قرآن ، اهل ذکر و مناجات و دعا و در پیشگاه خدا خاضع بودند در وسط جنگ در روز عاشورا در میان تیرها و نیزه ها، در میدان کربلا به نماز جماعت ایستادند.
در جنبه اخلاص : یاران حسین هر چه داشتند و با تمام وجود مى جنگیدند، مى خواستند خداى را از خود راضى کنند حتى در شدت جراحات به فکر درد نبودند، در اندیشه فداکارى در راه خدا بودند.
اخلاص به امام : عباس علیه السلام وارد شریعه آب شد، ولى به یاد تشنگى امام از وسط شریعه آب تشنه لب برگشت سیف بن حارث براى امام گریه مى کرد و درباره علت گریه مى گفت : براى این است که نمى توانیم براى تو کارى انجام دهیم غلام ابوذر با عجز و لابه از امام اجازه شهادت مى گرفت و مى گفت : مرا از شهادت محروم مکن ! گردآوری : پایگاه اینترنتی یاران امام حسین (ع)