مجله اینترنتی روزانه

/

ادبیات ، داستان و شعر

/

داستان جالب قدرت انتقاد واصلاح

[ داستان انتقاد, انتقاد, داستانهای کوتاه جذاب, داستانک, سایت سرگرمی, سرگرمی, داستانهای جذاب, داستانهای آموزنده, داستانهای کوتاه, داستان, قدرت انتقاد, ]

داستانهای جذاب

قدرت انتقاد واصلاح

فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرداگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد.استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : ""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید""غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت:"" همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه "

منبع: asriran.com